روز مادر مبارك
سلام . ديروز روز مادر بود و باز دوباره به من ماموريت به قاين خورد . اول صبح كه بيدار شدم حس خوبي داشتم . با خودم گفتم امروز خيلي كار دارم و بايد تا آخر شب پر انرژي باشم چون امروز روز مادره ديگه ...
اول صبح تا عصر قاين بودم ( كاراي دنيا هم برعكسه ، روزي كه اينقدر كار دارم )ساعت 5 رسيدم خونه و شروع كردم به درست كردن كيك .(كيك اسفنجي از دستورات بهارسايت را درست كردم عالي شد)و بعد با شكلات تخته اي و خامه و شكر رنگي و ... تزيين كردم . الان كه آمدم عكساشو بزارم لااله الاالله ... رفته يا توي زمين يا پريده به هوا يا گوشي بلعيده ديگه .... نيست كه نيست ... ديشب يه عالمه عكس گرفتم هيچ كدوم نيست .
خلاصه كيك را درست كردم بعد آبجي آمد دنبالم و آمديم خونه مامان . توي راه يه شاخه گل براي علي گرفتم بده به ماماني . خدا رو شكر گل هنوز هست الان دوباره عكس گرفتم .

ديشب ميترا خانوم و آبجي شون و مامانشون مهمون ويژه بودند . بعد از حال و احوال چند آهنگ شاد گذاشتيم و حركات موزون علي آقا و ... انجام دادند . بعدش يه كمي از مقدمات جلسات دايي صحبت شد . بعدش رفتيم سراغ كيك كه مامانا ( مامان ميترا خانوم و مادر خودم) بريدند .جاتون خالي دوستان خوششان آمد .(در ضمن در حين برش كيك ، آهنگ سايت هم پخش ميشد . آهنگ مادر ليلا)
بعد از اون رفتيم سراغ اصل كاريا كادوها ... دست دست ...
اول كادوي مامان ميترا خانوم را باز كرديم . از طرف آقا دامادشون ( دايي مصطفي) كيف . از طرف دخترشون كفش .
حالا كادوهاي مامان . از طرف بابايي (همسر ماماني) 300 هزارتومن - از طرف خودم يه روسري و يه مبلغ ناقابل 50 تومن - از طرف مصطفي يه جفت كفش - از طرف فاطمه 50 تومن - از طرف عروس گلمون ميترا جون يه ظرف سراميكي
حالابريم سراغ كادويي كه بقيه آقاها براي خانوماشون گرفتند
اول دايي مصطفي : يه جفت گوشواره براي ميتراخانوم
حالا نوبت منو و آبجي .... كادو چي بود ؟؟؟؟ هيچي ... آخه اصلا همسريا نبودند .(خوب حالا اگه باشند مگه ميخان چي كار كنن )
بعد جاتون خالي شام خورديم . سر سفره همسري گفت : حالا تكليف ما رو روشن كنيد روز زن از ما كادو چي ميخاين يا ميگين خشكه حساب كنيم . من گفتم : در هر صورت فرقي نميكنه . ( من ميدونستم مرتضي به خاطر خانه اي كه هنوز در دست احداث هست داره اسكناس خرج ميكنه هواشو داشتم ) بهش گفتم : اگه ميخاي منو خوشحال كني فردا همون قبض جريمه ماشين كه من كردم پرداخت كن ، رسيدشو برام بيار ديگه ممنونتم . همه خنديدند .
جاتون خالي مرتضي فالوده بستني هم گرفته بود بعد شام خورديم . ديگه ساعت 12 گذشته بود رفتيم خونمون .




روز مادر مبارك
